دانلود آهنگ چوپان از محسن میرزازاده

وطن صدا

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
سایت وطن صدا مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت می کند و به جهت احترام به کاربران هر آهنگی را در سایت قرار نمی دهیم و صرفا آهنگ های دارای مجوز و البته موردپسند عموم مردم را در سایت قرار میدهیم.
سه شنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۷

دانلود آهنگ چوپان از محسن میرزازاده

دسته بندی : آهنگ ایرانی-فارسی ، کرمانجی تاریخ : جمعه ۱۷ فروردین ۱۳۹۷

دانلود آهنگ بسیار زیبای محسن میرزازاده به نام چوپان ( شِوان) با لینک مستقیم و بالاترین کیفیت

Download Music By Mohsen Mirzazadeh Called Shevan

این آهنگ در برنامه وقتشه نیز اجرا شد

این آهنگ به زبان شیرین کرمانجی ( کردی شمال خراسان) می باشد

محسن میرزازاده از کرمانج های شهرستان قوچان است

دانلود آهنگ چوپان از محسن میرزازاده

like25dislike8
دانلود آهنگ با کیفیت 320 دانلود آهنگ با کیفیت 128
کد پخش آنلاین این آهنگ برای وبلاگ و سایت شما

متن آهنگ چوپان از محسن میرزازاده

سرگانیان جایلهِ جییان وَ کنّییان لَه قطارِن دیسا

چولهِ هِشِن مَقَل دَوِن گرییهِ مییان قارهَ قارِن دیسا

دایگا شِوین نان دبیژهِ اخینهِ سا خا

اَویژهِ له لو له لو له لو

دستی ته خاده جان تا لَه کارِن

گُل لهَ سر کِیمران وَ هزارِن

آو لَه سَر گانیان

آو لَه سَر گانیان دا زَلاله

آو لَه سَر گانیان دا زَلاله

خاشیا خَلگا مهَ بی زوالهَ

خاشیا خَلگا مهَ بی زوالهَ

*** متن آهنگ کرمانجی محسن میرزازاه شوان ***

وه لنگی ته، چارُق بیدّاو ،دندوره داو آی شِوان آی شِوان!

ژه واری خا، دور نَکَوی ، زلّهَ نَوی آی شِوان آی شِوان!

دایگا شِوین نان دَبیژهِ اَخینهِ ساخا اَویژهِ له لو له لو له لو

وَرَ شوان دیسا بَروَ گینان

زَحمتا تَه گییان آنیَه بینان

وَرهَ وَرهَ وره لَه کامایی

ساتهَ چای دم گِمهَ وستییایی

*** معنی آهنگ کرمانجی محسن میرزازاه چوپان***

بر سر چشمه جوانان کوهستان خنده رو به قطار ایستاده اند

بر دامنه های سرسبز گله گوسفندان به استراحت نشسته است و سر و صدای گوسفندان همراه است

مادر چوپان نان می پزد و زیر لب زمزمه می کند

خدای من! تا دست مهربانی تو درکار است

کوه و دامنه های ان پوشیده از هزاران هزار گل خواهد شد

همچنان که آب چشمه هایمان هم زُلال است

خوشی این مردمان ازکرم و محبت تو تو بی زوال خواهد بود

آهای چوپان ! چاروق و پاتاوه ات بر پای است، آفتاب ظهر هم مانند تنور داغ شده .از سرزمین خود دور نیفتی به دلیل خستگی و گرمای هوا.

مادر چوپان نان می پزد و زیر لب زمزمه می کند

بیا چوپان به سمت سیاه چادر ها

تو زندگی بخشیده ای به عشیره ات.

بیا ! بیا دیگر کجا مانده ای؟

بیا که خسته هستی و من برایت چایی دم کنم

تهیه متن: وطن صدا

2,878 مشاهده
برچسب ها

دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 5345
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.